harvester of sorrow

خب یه روز گند که از اولش، یعنی از همون ١٢ شب قبلش، بیخود و چرند و مثل طنزهای تلویزیون جمهوری اسلامی مزخرف و حرص درآر بوده، قطعاً باید این جوری تموم شه:

روی کاناپه دراز کشیدی و داری به تمام اتفاقات صبح تا حالا فکر می کنی.  بعد کاسه ی تخمه رو از روی سینه ات برمی داری و خیال می کنی که داری می ذاریش روی صندلی کنار کاناپه، اما چون نگاه نمی کنی، فقط یک سانتش به جلوی صندلی می خوره و تو ولش می کنی.

٣ ثانیه بعد، ۴٩٢ تا شیطون کوچولوی سیاه رنگ از کف اتاق دارن بهت زبون درازی می کنن و اون کاسه ی پیر تپل هم وسطشون از خنده اشک می ریزه.

/ 0 نظر / 18 بازدید